لسان الملك سپهر
1801
ناسخ التواريخ ( زندگانى پيامبر ) ( فارسي )
طول ازار چهار گز و يك بدست و عرضش دو گز و يك بدست بود ، گاهى پيراهن تكمه دار پوشيدى و تكمه را نبستى . و هم در خبر است : كان قميصه مشرود الازرار و ربّما حلّ الازرار فى الصّلاة و غيرها . و گاهى پيراهن كوتاه بالا و كوتاه آستين پوشيدى ، و گاهى لبس حلّه اختيار كردى ، - و حلّه عبارت است از دو جامه - . و در سفر آستين تنگ پوشيدى ، و هنگام وضو چون دست از آستين بيرون نمىشد از زير دوش بيرون كردى و آن را بر دوش انداخته وضو ساختى ، و گاهى جامهء گرانبها پوشيدى ، خاصّه در ايّام عيد و آمدن وفود . وقتى يك تن از بزرگان حلّهاى « 1 » كه به سى و سه ( 33 ) شتر خريده بود به هديه فرستاد يك نوبت آن را بپوشيد و نوبتى حلّهاى به نه ( 9 ) شتر و به روايتى به بيست و هفت ( 27 ) اوقيه خريد . و گاهى مىفرمود : براى او جامه مىبافتند و خود مىرفت و در بافتن تعجيل مىكرد . و نوبتى قباى ابريشمين كه چاك خلف داشت براى آن حضرت هديه كردند در بر كرد و جبرئيل فرود شد و خبر حرمت آن را آورده پس از خود دور كرد و فرمود : لا ينبغى هذا للمتّقين أى المؤمنين الّذين يتّقون من الشّرك . نوبتى ابو جهم عامر بن حذيفه قرشى عدوى گليمى سياه مربع كه سرهاى آن دو علم داشت « 2 » و عرب آن را خميصه گويد به حضرت رسول هديه آورد . رسول خداى آن را رداى خود ساخته به نماز ايستاد و به علمهاى آن نظرى انداخت و بعد از نماز آن را به نزديك ابو جهم فرستاد كه علمهاى آن را قطع كن ، آنگاه به نزديك من بيار . گويند : هنگام ملاقات وفود جامه سبز در بر مىفرمود . چون پيغمبر از جهان بيرون شد اگر چه آن جامه خلقان « 3 » بود بعضى از خلفا آن را بطانه كردند و به تيمّن در ايام عيد همىپوشيدند . بالجمله رسول خداى صلّى اللّه عليه و آله حلّه حمرا و خضراء يعنى مخطّط به خطوط سرخ و سبز در ايام عيد مىپوشيد و دو جامهء ديگر خاص از براى روزهاى جمعه داشت و نيز بردى سياه و كسائى سياه داشت و نيز بردى ريشه دار داشت ، گاه چنان در بر مىكرد كه ريشههاى آن بر قدم مبارك مىافتاد و جبّه خسروانى داشت كه شكافهاى
--> ( 1 ) . حلّه : ازار و ردائى است كه آستر داشته باشد ، پس حلّه از دو جامه است . ( 2 ) . چاپ سنگى : . . . قرشى عدوى كه آن گليمى سياه مربع . . . ( 3 ) . خلقان : كهنه